وارش اسپرت – تارنمای هواداران داماش گیلان: ابرها بی تاب ، زمین خیس ، آسمان شهر باران نالان ، رحمت خدا از آسمان جاری ، زمین دلش برای رویش تنگ شده ، چقدر شرمنده خواهد شد اگر چیزی برای رویش نداشته باشد ! اما شرمنده تر ، دستی است که به طلب مهر دراز شده و فشرده نمی شود…باز قلم پراندوه و حرف های ناگفتنی ، باز دل و عشق و بی تفاوتی ، باز حدیث هفتاد من کاغذ و غوغای سکوت ، باز دیار باران و میرزا و جوانان و و مردمان و باز انتظار ،باز جستجوی افسون نگاهی پر مهر برای آذین بندی چشم با مخمل اشراق ؛ باز داماش و گیله مردان و گیله زنان و مظلومیت و خدشه غرور و هویت گیلانی ، شاید این "باز" های تکراری باعث شد تا بخواهم مرز کلام را بپویم ، می دانم آن پروردگاری که در دل و جانم روح دمیده ، سکوت بی حاصل را نمی پسندد ، پس سخن خواهم گفت هر چند تکراری !

 

می خواهم بر زمین چنگ بیندازم و بر آسمان سر بسایم ، باغچه حیاط ما تنهاست ، ماییم و غمهایی که در آن دفن می کنیم ، نمی خواهم قلب هوادار داماش شهرم فانوس گورستان باغچه مان باشد. حنجره گرفته و زخمی پسران آبی شهر باران ، نگاههای معصوم و بغض سرد ساکنان عضدی … باید تمام کنم تمام حاشیه نگاری ها را! اصل مطلب این است : " شاید داماش شهر باران دیگر نجوشد"… 

"مسئولان"! واژه ای آشنا ! چه زود همین از خاطرم بُرده ها ، به خاطرم آمدند… نقطه سرخط !چه بسیار در محضر امید ، از مسئولان گفتیم! چه بسیار زمزمه ها کردیم و چه بی صدا بغض ها شکستیم و چه بسیار چشم ها نمناک کردیم. عادتمان شده بود از چشمه امید مسئولان وضو گرفتن ، مسئولانی که نگاه پرمهر خداوند بر آنها افتاد و افتخار خدمت به مردمان این دیار نصیبشان گشت.می خواهم گپی دردمندانه بزنم ، می دانم که می دانید نگاه خدا بر هر که بیشتر شد ، تکلیفش سنگین تر ، و پاسخ گوییش در درگاه خداوندی سخت تر ، اکنون وقت انجام تکلیف است ، برادران و بزرگان دیار میرزا ، مبادا وقتی ببارید که تمام حجم دلهای بلورین جوانان این دیار ، کویر شده باشد.

تصمیم گیرندگان گیلان و رشت ، بشتابید و برای همیشه در دفتر خاطرات ذهن مردمان فوتبال دوست گیلانی ثبت شوید ، فرصت برای ورود به باغ آرزوهای جوانان مهیاست ، وارد شوید و هنجار ها را برایشان به در و دیوار حک کنید، فرصتی که اگر از کف برود شاید با میلیاردها تومان هزینه هم نتوان آن را جبران نمود …


امروز را اول از خدای دل خود و سپس از شما مجوز می خواهم ! اجازه می خواهم تا به نام با شما درد دل کنم چون تاثیر مثبت ورزش و خصوصا فوتبال بر جامعه آنچنان قابل تامل است که به جرات میتوان گفت هیچ فعالیت دیگری این چنین هنجار ساز نبوده و نخواهد بود: 

استاندار محترم ، جناب دکتر محمد علی نجفی ، خسته نباشید ، قصد دارم برایتان از دل گفته ها بگویم ، بیایید و معمار دل ما باشید و این خانه را آباد کنید ، بیایید و به داد دل فوتبال دوستان گیلانی و رشتی برسید ، اندوه و رنج تیم محبوب استانمان داماش گیلان ، رنجورمان کرده ، به طلوع آفتاب گرم دستان شما چشم دوخته ایم ، بدانید مردمان این دیار قدر شناسند و خاطرات را به خوبی پاس می دارند ، همانگونه که کمتر کسی دراین شهر و استان است که خدمات مهندس قهرمانی را از خاطر برده باشد ، هم او که تلاش بسیاری در جهت انتقال پگاه به داماش و مساعدت در جهت حمایت منطقه آزاد از ملوان نمود. استاندار محترم ، ما را دریابید…


نمایندگان گرامی شهر رشت در مجلس شورای اسلامی ، خدا قوت ، ما داماشی ها را که از خاطر نبرده اید ، شاید به جرات بتوان گفت اکثریت به نوعی از داماش نام برده اید…جناب آقایان دکتر حسن تامینی رییس مجمع نمایندگان گیلان ، مهندس غلامعلی جعفر زاده ، مهندس جبار کوچکی نژاد ، کمک به داماش و حل مشکلات آن بر شما تکلیف است ، تکلیفی که به واسطه رای این مردم بر شما واجب شده ، هر رای این مردم به شما بهر امیدی بوده ، امید برای آبادانی گیلان ، امید برای سربلندی رشت و و و هزاران امید دیگر ، یکی از این امیدها پایداری و سرافرازی "داماش" است ، امیدمان را نا امید نکنید ، با ما بودید ، باشید و بمانید اما نه در سخن و گفتمان بلکه در عمل ، اینک وقت حرف نیست کوچکترین درنگی یعنی شکستن قلب جوانان و هواداران داماشی …


اعضا محترم شورای شهر رشت ، درود بر شما ، خاطرمان هست و خاطرتان باشد در گذشته ای نه چندان دور برخی از شما سروران با شعار حمایت از ورزش و داماش وارد عرصه شدید پس بگیرید دستهایی را که به طلب یاری به سمتتان دراز شده ، صاحبان این دستها روزی به عشق وطن و دیار و گیلان برایتان کف زدند و هورا کشیدند ، داماش تبدیل به غرور آنها شده ، به آن دل داده اند ، جوان است و غرورش ، جوان است و دلدادگیش ، به غرورشان عزت و به دلدادگیشان ، دل بدهید. عکس های یادگاری به هنگام موفقیت و پیروزی ، در خاطر مردمان گیل و دیلم نخواهد ماند ، آنچه می ماند تلاش و همت شما در زمان گرفتاری و مشکلات است…


هیئت فوتبال استان گیلان ، برادران عزیز ، ما ز یاران چشم یاری داشتیم ! چشم یاری که متاسفانه در اوج بی کسی های داماش کم سو شد ، آیا رواست در زمانی که تیم محبوب استانمان با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم می کند قضایای زمین تمرین و هزینه زمین چمن عضدی و … به وجود آید؟ آیا شما به مشکلات این تیم واقف نیستید؟ آیا شما از حمایت همین هواداران و همین باشگاه در ادوار مختلف بهره مند نشدید؟ عزیزان این داماش استان گیلان است همان استانی که شما مسئول هیئت فوتبالش هستید. این همه سکوت و شاید به نوعی بی توجهی برازنده داماش و هواداران پرشور و باتعصبش نیست…


و سرانجام سلام و احترام خدمت آیت ا… قربانی ، یادمان هست در سال گذشته در قبال نامه دلنوشته هواداران ، پیگیر اوضاع داماش شدید. باز هم از بی پناهی بعد از پروردگار متعال به شما پناه آورده ایم . تنها شمایید که با رهنمودهای خود می توانید قصه عشق و یقین و هم نوایی و یکدلی را در سراچه دل مسئولین استانی جاری کنید ، با مساعدت و یاری شماست که دستهای مسئولین شهر و استان به هم می پیوندد و لبخند بر لب و شادی به دل گیله مردان و گیله زنان و جوانان و پیران طرفدار داماش در سرزمین مجاهد آزاد، میرزای بزرگ می نشیند ، نیازمند رهنمودها و مساعدتهای پدرانه و دلسوزانه شما هستیم…


پروردگارا امید اول و آخر ما تویی ، سر بر آستانت می ساییم و از تو یاری میجوییم ، ای خالق یکتا مدد…


حسین خرمی – 30 آبان ۹۲
www.varesh-sport.com
وارش اسپرت-تارنمای هواداران داماش گیلان