پنج شنبه ۸ فروردین سال۱۳۹۲ ، یک روز آفتابی و بهاری ، عضدی پیر شاهد جدال پسران شهر باران در یک بازی حساس با تراکتور سازی تبریز بود ، دیداری که چشمهای نگران یک استان را به دنبال خود داشت . در روزی که پسران شهر باران از جان خود مایه گذاشته بودند، اسیر دو اشتباه وحشتناک شدند و با اینکه خود را به آب و آتش زدند ، سرنوشت اما روزی تلخ را برایشان رقم زد.

 

شاید بعد از گل جهانبخش بود که در وجود همه ما این امید و اضطراب بیشتر قدرت گرفت : وای اگر گل مساوی زده نشود . . . و ما لحظه لحظه اضطراب را تجربه کردیم و شاید در اوج این اضطراب هیچ کدام پی به مردانگی و جوانمردی مهدوی نبردیم که توپ را برای درمان بازیکن مصدوم به اوت فرستاد؛ شاید آن لحظه همه از یاد برده بودیم که او فرزند میرزا است و کاری غیر این از کاپیتان بزرگ داماش بعید بود، حتی اگر مصدومیت تمارض بوده باشد… شاید نگاه مهدوی به ما یک دنیا حرف در خود داشت و شاید برای همین وقتی داور در سوت خود دمید داماش از نگاه ما بازنده نبود !

 

متن کامل در ادامه مطلب

این درست که ۳ امتیاز از دست رفته بود اما ما ایستادیم و برای تیمی که در ظاهر بازنده شده بود دست زدیم و تشویقش کردیم ! و حتی قطره اشکی در گوشه چشمانمان نقش بست زمانی که جهانبخش بر روی زمین زانو زد ! اما چرا در قلبمان داماش پیروز شده بود ؟! چه چیزی در این تیم تغیر کرده بود؟ مگر این همان تیمی نبود که بعد از باختش به آلومنیوم و مس در خود احساس خشم می کردیم؟! چرا اینبار حتی برای "سیاه " که از نظرمان بر روی گلها مقصر بود هم دل سوزاندیم ؟! هرگز ندیده بودیم که آبشک برای از دست رفتن موقعیت ها آنچنان عصبانی شود و . . . چرا من و شما اینبار ناراحت اما پر غرور عضدی پیر را ترک کردیم ؟!

 

یک نگاه به حوادثی که در روزهای قبل بر این تیم گذشته بود شاید جوابی بر این سئوال ها باشد ، از روزی که وعده های پوشالی و دروغین مدعیان تملک داماش بر هوادار ثابت شد و از روزی که لجبازی مربی تیم برای استفاده از مهره های آزمون شده بر روح هوادار زخم می زد و از روزی که هوادار داماش احساس کرد که اگر باز سکوت کند تیمش را به مسلخ می برند ، یکبار دیگر چون گذشته ، مثل روزهای پایانی فصل پیش در کنار تیمش ایستاد و به امیر تیمش یادآور شد که ما همچنان کنار فرزندش ایستاده ایم ، گرچه دستش از رسانه های رنگارنگ کوتاه بود اما همه فریادش در وارش اسپرت ، رسانه ای که متعلق به تک تک هواداران بود به یک فریاد رسا مبدل شد… آنها خواستار اخراج مردی بودند که تیشه به ریشه داماش می زد و عجیب اما ، آنان که تا دیروز تنها افتخارشان در دور افتخار زدن در جلوی دیدگان همین هوادار بود به ناگاه آنان را اراذل و اوباش نامیدند!! و البته تاریخ ثابت خواهد کرد که چه کسانی اراذل و اوباش بودند ! و شاید این سرنوشت داماش است که در تاریخ فوتبال این شهر امیری در کنار هواداران قرار گرفت که به معنی راستین برای این عشق دل می سوزاند و شاید این از بخت بلند داماش است که درد همیشگی بی رسانه بودن تیمهای رشنی را رسانه ای به نام وارش جبران کرد و پلی شد مابین صدای هوادار و مدیریت تیمی که در میان انواع هجمه ها نیاز به اتحاد و همدلی عاشقانش داشت .

و آقایانی که به طمع چیزی غیر از سربلندی این تیم پا به میدان گذاشته بودند آنچنان از این مثلث عشق به خشم آمدند که با هر کلامشان تنها نیتی که در سر داشتند را بر هوادار روشنتر کردند .

 

بله آقایان…و اینجا بود همان هواداری که برای رضایت شما حتی تغییر رنگ پیراهن را قبول کرده بود تا شما به این دلخوشی بچه گانه سیراب شوید و حتی با همه بی احترامی شما به نظراتش لوگوی مضحک شما را نیز پذیرفته بود، اینبار اما از مدیریت تیمش یک چیز می خواست بازگشتن به همان داماشی که در اوج بحرانها مردانه به جنگ حریفان می رفت با همان لباش خوش رنگ و همان لوگوی آشنای قدیمی به دور از اسمی که جز بحران و خون بر دل هوادار کردن ، کارنامه دیگری برای عرضه نداشت !

آنروز چهره عابدینی که نمی دانست به این خواست هواداران چه واکنشی نشان دهد در ذهن همه ما این سوال را زنده کرد که شاید امکانش نباشد اما حرفهای هوادارانی که در کلامشان عشق به داماش موج می زد، این پیر فوتبال را برآن داشت که در کنار هوادار همچنان عاشق بماند و اینچنین شد که داماش ما آنروز با لباسی پا به میدان گذاشت که ما عاشقش بودیم . اینچنین بود که حتی بعد باخت هم احساس غرور کردیم چرا که هویت ورزشیمان را از دست نامحرمان حفظ کردیم و این یک دنیا ارزش داشت .

و ما اینک نیز اینجاییم " هواداران ، وارش اسپرت ، مدیریت باشگاه " در کنار هم و داماش در میان ما حفاظت خواهد شد اگر این مثلث عشق از هم گسسته نشود.

 

این مطلب تقدیم شد به همه هواداران ، وارش اسپرت و مدیریت باشگاه بخصوص آقایان سراوانی و امیر عابدینی

مجید محمدی- فروردین۱۳۹۲

پی نوشت : این مطلب برداشتی آزاد از سوی آقای مجید محمدی ( Majid_Rasht ) از کاربران وارش اسپرت است و ضمن تشکر از ایشان ما نیز بدون هیچ دخل و تصرفی آن را بر روی خروجی وارش اسپرت قرار دادیم .

 

 

 

نظرات خود را فقط از کادر نظرات پایین همین صفحه وارد کنید و پس از تائید مدیریت برای مشاهده آن اینجا کلیک کنید